مرتضى راوندى
385
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جهل و نفاق ، و به تجربه رسيده است كه حصول اين دو را محركى بايست كه لا ينقطع اذهان عموم را بهطور سهل و ساده به ذكر حوادث و شرح وقايع جلب نمايد و اين محرك استمرارى را امروز ما جريده مىناميم كه همه روزه يا همه هفته با بياناتى شيرين ، وقايع حادثه و نصايح مفيده و كيفيت و ثمرات مخترعات جديد يا مفاسد و مضار عادات ذميمه را به عرض عموم برساند . . . امروز كه پس از ساليان دراز غفلت . . . عموم ملّت يكدل و يكزبان در پى تحصيل حقوق و اصلاح امور خود برآمدند . . . و شاهنشاه فرمان حريّت و آزادى عطا فرمود ، اينك پدر تاجدار ما محمد على شاه . . . با كمال رأفت و مرحمت در استحكام اين اساس مقدس اقدامات شاهانه فرمود . . . » اشرف الدين حسينى از آزاديخواهان صديق اين ايّام در شمارهء 22 روزنامهء نسيم شمال تصنيفى دارد كه مبيّن اوضاع اجتماعى و نشانهء بىخبرى مردم از مفهوم آزادى و دموكراسى است و ما گزيدهيى از آن را نقل مىكنيم : ميشه دولت به ملت يار گردد * به اهل مملكت غمخوار گردد شبيه نادر افشار گردد * نگو هرگز نميشه هاىهاى سيا قرمز نميشه هاىهاى * ميشه گرگى به گله آشنا شه ميشه شيطان به شكل اوليا شه * ميشه شهوتچرانى پادشا شه نگو هرگز نميشه هاىهاى * سيا قرمز نميشه هاىهاى بيا شاها صفا كن جان مولا * رعيت را رها كن جان مولا به ملت خوب تا كن جان مولا * نگو هرگز نميشه هاىهاى سيا قرمز نميشه هاىهاى * ميشه ايرانِ ويران گردد آباد شود مظلوم از اين مشروطه دلشاد * كمى روزنامهچى هم گردد آزاد نگو هرگز نميشه هاىهاى * يارو راضى نميشه هاىهاى پشه قاضى نميشه هاىهاى * ميشه ما خفتگان بيدار گرديم چو ژاپون شُهْرِه در اقطار گرديم * چو آمريكائيان هشيار گرديم نگو هرگز نميشه هاىهاى * سيا قرمز نميشه هاىهاى « ادوارد براون پژوهندهء انگليسى نمونههاى زيادى از اين اشعار ملّى و مردمى را كه در جرايد صدر مشروطيّت درج شده ، جمعآورى و در كتاب نفيس خود به نام مطبوعات و اشعار ايران نو چاپ كرده است ، به نظر او : اين آثار منظوم ، هم از جنبهء تاريخى و هم از